تبلیغات
دلنوشتها - خسرو شکیبایی:

خسرو شکیبایی:

تاریخ:پنجشنبه 9 مهر 1394-05:14 ب.ظ

خسرو شکیبایی:
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه، تا دهنشو باز میکرد آب میرفت تو دهنش، و نمیتونست بگه. دست کردم تو آکواریوم درش آوردم. شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن. دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو. اینقدر بالا پایین پرید، خسته شد خوابید. دیدم بهترین موقعه تا خوابه دوباره بندازمش تو آب. ولی الان چند ساعته بیدار نشده. یعنی فکر کنم بیدار شده، دیده انداختمش اون تو، قهر کرده خودشو زده به خواب...!
این داستان رفتار ما با بعضی آدمای اطرافمونه. دوسشون داریم و دوستمون دارند، ولی اونارو نمیفهمیم؛ فقط تو دنیای خودمون داریم بهترین رفتار رو با اونا میکنیم..


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
chocolate
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 08:28 ب.ظ
Whats up this is somewhat of off topic but I was
wondering if blogs use WYSIWYG editors or if you have to
manually code with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding skills
so I wanted to get guidance from someone with experience.
Any help would be enormously appreciated!
chocolate
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 03:03 ب.ظ
I was able to find good information from your blog articles.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


بک لینک ارزان بک لینک دائمی